تفاوت تقسیم بلوچستان با سایر استان هایی که تاکنون تقسیم شده اند


 

فریاد خاموش

تفاوت تقسیم بلوچستان با سایر استان هایی که تاکنون تقسیم شده اند

باید توجه کرد که مساله تقسیم بلوچستان با تقسیم شدن تهران، مازندران و خراسان و یا سایر نقاطی که برخی از آنها به عنوان یک نمونه موفق از تقسیم ارضی یاد میکنند دو تفاوت اساسی وجود دارد.
اول اینکه این مناطق (مورد اشاره) تماما دارای یک قوم، فرهنگ و مذهب هستند و پیش از این نیز جزء یک سرزمین بوده اند علاوه بر این خطری فرهنگ، قومیت و مذهب مردم این استان ها را از سوی حاکمیت یا اقوام حاکم بر کشور تهدید نمیکند (چرا که آنها خود جزئی از حاکمیت هستند). اما بلوچستان یک سرزمین اشغال شده است که فرهنگ، قومیت، و مذهب ساکنین آن با اکثریت حاکم بر کشور متفاوت است. و حاکمیت با طرح ها و برنامه های مختلف در تلاش است که داشته های خدا دادی این مردم را تغییر بدهد. اعتماد مردم بلوچ به این طرح ها بدور از عقلانیت و بصیرت است. طرح هایی که با نگاهی دقیق تر گویا به جای نداشته های مادی، داشته های مردم بلوچ را نشانه رفته است.
دوم. باید توجه کنیم که در مدیریت نمیتوان وسعت را به عنوان یک عامل برای جلوگیری از پیشرفت تعریف کرد. چرا که در سیستم سیاسی کشور به این موضوع پرداخته شده است و در عمل تمام قسمتهای مختلف دولت را میتوان در هر شهرستانی یافت. که اگر مایل باشند با هماهنگی، خدماتی که از یک دولت مردمی و منصف انتظار میرود را ارایه کنند. در ضمن ما پیشتر نتایج تقسیماتی که با این توجیه صورت گرفته است را تجربه کرده ایم؛ سرزمین ما یعنی بلوچستان تاکنون چند بار با این توجیه (بهانه) به بخش های کوچکتر تجزیه شده است. اما اکنون همان بخش هایی که با بهانه عدم توسعه به دلیل وسعت بلوچستان از پیکره این سرزمین مظلوم جدا شده اند در وضعیتی به مراتب بدتر از وضعیت کنونی خود بلوچستان قرار دارند و تنها چیزی که در آنجا تغییر کرده است مذهب، فرهنگ و زبان مردم بلوچ آن دیار است و شاخص های فقر و بیکاری کما فی السابق به قوت خود باقی هستند. کسانی که عدم توسعه استان را به دلیل وسعت آن بهانه قرار داده اند و دنبال تجزیه بلوچستان میباشند باید دلیل عدم توسعه استان را در نگاه های امنیتی به بلوچستان، تبعیض و عدم اختصاص بودجه های مناسب با نیازهای استان و همچنینن قرار دادن مدیران غیر بومی و متعصب که جو این استان را با نگاه های تند و تیز مذهبی و قومی خود به نابودی کشانده اند جستجو کرد نه در وسعت ارضی بلوچستان.
در پایان باید متذکر شوم بلوچستان هویت قومی است که سرزمین آنها حدود نه دهه پیش کاملا مستقل بوده است و‌ برای خود دارای یک حکومت و تکشیلات سیاسی بوده است. اما همسایه های این قوم بنا بر زیاده خواهی هایشان بر سرزمین آنها تاخته اند و اکنون بلوچستان را جزئی از کشور خود میدانند. باید به این قوم متذکر شد که اندکی انصاف داشته باشند به همان سرزمینی که ربوده اند قانع شوند و دیگر به دنبال سر بریدن فرهنگ و قوم و دین مردمانش نباشند.

«عبدالرحمن مهاجر»

https://www.facebook.com/profile.php?id=100010934386013&hc_ref=NEWSFEED&fref=nf

 

twitter
Youtube
Facebook