از مهسا (ژینا) امینی تا ماهو بلوچ و جمعه خونین زاهدان؛ بازخوانی یک زنجیره از نقضهای فاحش حقوق بشر در ایران

از مهسا (ژینا) امینی تا ماهو بلوچ و جمعه خونین زاهدان؛ بازخوانی یک زنجیره از نقضهای فاحش حقوق بشر در ایران
قتل حکومتی مهسا (ژینا) امینی در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود. مرگ او در بازداشت گشت ارشاد به اتهام «بدحجابی»، موجی از اعتراضات سراسری را برانگیخت که به سرعت به مناطق حاشیهای و محروم کشور نیز رسید. در بلوچستان، این اعتراضات در پیوند با یکی از تکاندهندهترین موارد نقض حقوق بشر، یعنی تجاوز جنسی فرمانده انتظامی چابهار به یک دختر ۱۵ ساله بلوچ، بُعدی عمیقتر و خشونتبارتر یافت.
در ۱۰ شهریور ۱۴۰۱، سرهنگ ابراهیم کوچکزایی، فرمانده نیروی انتظامی چابهار، در حین بازجویی یک دختر بلوچ ۱۵ ساله مظنون به قتل، او را مورد تجاوز قرار داد. این واقعه نه تنها نقض آشکار حقوق کودک و حقوق زنان است، بلکه با توجه به جایگاه مرتکب (مقام رسمی پلیس) مصداق بارز استفاده ابزاری از قدرت و مقام برای ارتکاب خشونت جنسی محسوب میشود.
طبق کنوانسیون حقوق کودک (ماده ۱۹) و کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان (CEDAW)، دولتها موظفاند کودکان و زنان را از هرگونه سوءاستفاده و خشونت محافظت کنند. اما در این پرونده نه تنها اقدامی برای عدالت صورت نگرفت، بلکه قربانی و خانوادهاش تحت فشار شدید قرار گرفتند.
پس از رسانهای شدن ماجرا، فرمانده متجاوز خانواده قربانی را به پروندهسازی و اتهام قتل تهدید کرد. نیروهای نظامی در روستای صدیقزهی برای ایجاد فضای رعب و ارعاب مستقر شدند. خانواده ماهو بلوچ در هنگام پیگیری شکایت در زاهدان توسط اطلاعات سپاه به حصر خانگی درآمدند و تحت فشار برای تکذیب ماجرا قرار گرفتند. این اقدامات نقض مستقیم حق بنیادین دسترسی به عدالت (ماده ۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر) و اصل حمایت از قربانیان خشونت جنسی است.
واقعه تجاوز به ماهو بلوچ در سطح اجتماعی و مذهبی نیز بازتاب گسترده داشت. فعالان بلوچ فراخوان اعتراض و اعتصاب دادند. حافظ عبدالغفار نقشبندی، یکی از روحانیون برجسته، با صدور بیانیهای خبر تجاوز را تأیید کرد. این موضعگیری با واکنش امنیتی شدید و استقرار نیروهای نظامی در راسک مواجه شد. تلاش حکومت برای خاموش کردن صدای روحانیون و فعالان، مصداقی روشن از سرکوب آزادی بیان و حق اطلاعرسانی است.
۲۹ و ۳۰ شهریور ۱۴۰۱؛ جوانان بلوچ با شعارنویسی و بستن جادهها اعتراض کردند. در زاهدان دهها نفر در تجمعات دستگیر شدند و اینترنت استان قطع گردید؛ اقدامی که نقض آشکار حق دسترسی به اطلاعات است.
۵ مهر ۱۴۰۱؛ اعتراضات بهطور سراسری در بلوچستان آغاز شد. تیراندازی مستقیم نیروهای امنیتی به معترضان نشاندهنده سیاست نظاممند استفاده از خشونت مرگبار علیه شهروندان غیرمسلح بود.
در نهایت، این سلسله رویدادها به جمعه خونین زاهدان در ۸ مهرماه ۱۴۰۱ منجر شد. در این روز نیروهای امنیتی به نمازگزاران و معترضان شلیک کردند که صدها تن کشته یا زخمی شدند. این فاجعه، که در واکنش به تجاوز فرمانده انتظامی و قتل حکومتی مهسا امینی رخ داد، مصداق بارز جنایت علیه بشریت از منظر حقوق بینالملل است؛ زیرا با نیت سرکوب گسترده، به شکل سازمانیافته و علیه جمعیت غیرمسلح انجام شد.
سازمان حقوق بشری کمپین فعالین بلوچ؛
شنبه ۲۹ شهریور ماه ۱۴۰۴از مهسا (ژینا) امینی تا ماهو بلوچ و جمعه خونین زاهدان؛ بازخوانی یک زنجیره از نقضهای فاحش حقوق بشر در ایران
قتل حکومتی مهسا (ژینا) امینی در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود. مرگ او در بازداشت گشت ارشاد به اتهام «بدحجابی»، موجی از اعتراضات سراسری را برانگیخت که به سرعت به مناطق حاشیهای و محروم کشور نیز رسید. در بلوچستان، این اعتراضات در پیوند با یکی از تکاندهندهترین موارد نقض حقوق بشر، یعنی تجاوز جنسی فرمانده انتظامی چابهار به یک دختر ۱۵ ساله بلوچ، بُعدی عمیقتر و خشونتبارتر یافت.
در ۱۰ شهریور ۱۴۰۱، سرهنگ ابراهیم کوچکزایی، فرمانده نیروی انتظامی چابهار، در حین بازجویی یک دختر بلوچ ۱۵ ساله مظنون به قتل، او را مورد تجاوز قرار داد. این واقعه نه تنها نقض آشکار حقوق کودک و حقوق زنان است، بلکه با توجه به جایگاه مرتکب (مقام رسمی پلیس) مصداق بارز استفاده ابزاری از قدرت و مقام برای ارتکاب خشونت جنسی محسوب میشود.
طبق کنوانسیون حقوق کودک (ماده ۱۹) و کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان (CEDAW)، دولتها موظفاند کودکان و زنان را از هرگونه سوءاستفاده و خشونت محافظت کنند. اما در این پرونده نه تنها اقدامی برای عدالت صورت نگرفت، بلکه قربانی و خانوادهاش تحت فشار شدید قرار گرفتند.
پس از رسانهای شدن ماجرا، فرمانده متجاوز خانواده قربانی را به پروندهسازی و اتهام قتل تهدید کرد. نیروهای نظامی در روستای صدیقزهی برای ایجاد فضای رعب و ارعاب مستقر شدند. خانواده ماهو بلوچ در هنگام پیگیری شکایت در زاهدان توسط اطلاعات سپاه به حصر خانگی درآمدند و تحت فشار برای تکذیب ماجرا قرار گرفتند. این اقدامات نقض مستقیم حق بنیادین دسترسی به عدالت (ماده ۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر) و اصل حمایت از قربانیان خشونت جنسی است.
واقعه تجاوز به ماهو بلوچ در سطح اجتماعی و مذهبی نیز بازتاب گسترده داشت. فعالان بلوچ فراخوان اعتراض و اعتصاب دادند. حافظ عبدالغفار نقشبندی، یکی از روحانیون برجسته، با صدور بیانیهای خبر تجاوز را تأیید کرد. این موضعگیری با واکنش امنیتی شدید و استقرار نیروهای نظامی در راسک مواجه شد. تلاش حکومت برای خاموش کردن صدای روحانیون و فعالان، مصداقی روشن از سرکوب آزادی بیان و حق اطلاعرسانی است.
۲۹ و ۳۰ شهریور ۱۴۰۱؛ جوانان بلوچ با شعارنویسی و بستن جادهها اعتراض کردند. در زاهدان دهها نفر در تجمعات دستگیر شدند و اینترنت استان قطع گردید؛ اقدامی که نقض آشکار حق دسترسی به اطلاعات است.
۵ مهر ۱۴۰۱؛ اعتراضات بهطور سراسری در بلوچستان آغاز شد. تیراندازی مستقیم نیروهای امنیتی به معترضان نشاندهنده سیاست نظاممند استفاده از خشونت مرگبار علیه شهروندان غیرمسلح بود.
در نهایت، این سلسله رویدادها به جمعه خونین زاهدان در ۸ مهرماه ۱۴۰۱ منجر شد. در این روز نیروهای امنیتی به نمازگزاران و معترضان شلیک کردند که صدها تن کشته یا زخمی شدند. این فاجعه، که در واکنش به تجاوز فرمانده انتظامی و قتل حکومتی مهسا امینی رخ داد، مصداق بارز جنایت علیه بشریت از منظر حقوق بینالملل است؛ زیرا با نیت سرکوب گسترده، به شکل سازمانیافته و علیه جمعیت غیرمسلح انجام شد.
سازمان حقوق بشری کمپین فعالین بلوچ؛
شنبه ۲۹ شهریور ماه ۱۴۰۴
Related