
اطلاعیه
جبهه ملل براي حق تعيين سرنوشت ‘ ايران ‘
چرا «ملتها» و حق تعیین سرنوشت آنان در سند اسلو صراحتاً به رسمیت شناخته نشده است؟
انتشار سند موسوم به «اصول حداقلی حقوق بشری برای دوره گذار» پرسشهای جدی و بنیادینی درباره جایگاه ملتها، حقوق جمعی و حق تعیین سرنوشت در نگاه سازمانها و جریانهای ایرانی امضاکننده این سند ایجاد کرده است.
در این سند از حقوق افراد، شهروندان، گروههای اجتماعی، «جوامع اتنیکی»، اقلیتهای قومی، زبانی و دینی و حتی «حقوق جمعی» سخن گفته شده است؛ اما پرسش اساسی این است:
چرا واژه و مفهوم حقوقی «ملتها» و حق تعیین سرنوشت آنان، آنگونه که صراحتاً در اسناد بنیادین بینالمللی آمده است، در این سند بهروشنی ذکر نشده است؟ خصوصا با در نظر گرفتن القاب و انساب امضا کنندگان این سند . خوب پس ز که نالییم؟
چرا سندی که خود را متعهد به حقوق بشر و میثاقهای بینالمللی معرفی میکند، ماده نخست و یکی از بنیادیترین اصول همان میثاقها، یعنی «همه ملتها حق تعیین سرنوشت دارند» را با همان صراحت بازتاب نداده است؟
برای ملتهایی که خود را طی دههها در معرض ستم، اشغال، سرکوب سیاسی، تبعیض، زندان و اعدام دانسته و برای دستیابی به حقوق ملی و حق تعیین سرنوشت خود مبارزه کردهاند، این مسئله صرفاً اختلاف بر سر یک واژه نیست.
از دیدگاه ما، جایگزین کردن عنوان «ملتها» با اصطلاحاتی نظیر «جوامع اتنیکی» یا «اقلیتها»، بدون تعیین روشن جایگاه حق تعیین سرنوشت، نمیتواند پاسخگوی مطالبات تاریخی ملتهای تحت ستم و اشغال باشد.
ماده نخست مشترک میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تصریح میکند که همه ملتها حق تعیین سرنوشت دارند و بر اساس این حق آزادانه وضعیت سیاسی خود را تعیین و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش را دنبال میکنند.
همان ماده همچنین حق ملتها در برخورداری و بهرهبرداری از ثروتها و منابع طبیعی خود را مورد شناسایی قرار میدهد.
بنابراین پرسش روشن ما این است:
چرا حقوق فردی بهتفصیل مورد توجه قرار گرفته، اما حقوق سیاسی و اقتصادی ملتهایی که دههها برای رهایی از ستم و آنچه اشغال میدانند مبارزه کردهاند، با همان صراحت مورد شناسایی قرار نگرفته است؟
چرا نام ملتها ذکر نشده است؟
چرا حق تعیین سرنوشت آنان صراحتاً ذکر نشده است؟
چرا حقوق آنان نسبت به سرزمین، توسعه اقتصادی و اجتماعی و ثروتها و منابع طبیعی، مطابق چارچوب ماده نخست میثاقهای بینالمللی، بهروشنی بازتاب نیافته است؟
این پرسشها زمانی جدیتر میشوند که تجربه تاریخی بیش از چهار دهه حاکمیت جمهوری اسلامی را در نظر بگیریم.
در انقلاب ۱۳۵۷ نیز وعده آزادی، عدالت و رعایت حقوق مردم داده شد؛ اما پس از استقرار جمهوری اسلامی، بخشهایی از جامعه، از جمله عربهای احوازی، کُردها، بلوچها و دیگر جوامع، دورههایی از سرکوب، بازداشتهای گسترده، محاکمات ناعادلانه و اعدام را تجربه کردند؛ موارد متعددی از این نقضها توسط نهادهای بینالمللی حقوق بشری مستند شده است.
از نگاه ملتهای تحت ستم و اشغال، مسئله تنها تغییر یک حکومت نیست؛ بلکه پایان دادن به ساختارهایی است که آنان آنها را عامل سلب حقوق سیاسی، اقتصادی، ملی، زبانی و فرهنگی خود میدانند.
از همین رو، پس از این تجربه تاریخی، وعدههای کلی دیگر کافی نیست.
اگر قرار است آینده متفاوت از گذشته باشد، سازمانها و جریانهای سیاسی ایرانی باید روشن کنند که آیا حقوق ملتها را همانگونه که در اسناد بینالمللی آمده است میپذیرند یا خیر.
آیا ملت عرب احواز، ملت بلوچ، ملت کُرد، ملت تورک آذربایجان جنوبی و دیگر ملتهایی که خود را تحت ستم و اشغال میدانند، از دیدگاه امضاکنندگان این سند «ملت» و صاحب حقوق جمعی محسوب میشوند یا صرفاً «اقلیت قومی» و «جامعه اتنیکی»؟
آیا حق تعیین سرنوشت این ملتها، مطابق ماده نخست مشترک دو میثاق بینالمللی، مورد پذیرش است یا خیر؟
آیا حق آنان برای تعیین آزادانه وضعیت سیاسی و پیگیری توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش مورد پذیرش است؟
آیا حقوق آنان نسبت به ثروتها و منابع طبیعی، مطابق مفاد میثاقهای بینالمللی، پذیرفته میشود؟
این پرسشها باید پیش از هرگونه سخن گفتن از «دوران گذار» پاسخی روشن داشته باشند.
ملتهایی که از دیدگاه خود دههها هزینه مبارزه علیه ستم و اشغال را با زندان، تبعید، اعدام و از دست دادن جان فرزندانشان پرداختهاند، حق دارند بدانند جایگاه آنان در طرحهای سیاسی آینده چیست.
آنان نباید بار دیگر با وعدههایی مواجه شوند که پس از دستیابی به قدرت کنار گذاشته شود.
حقوق بشر نمیتواند گزینشی باشد.
نمیتوان به میثاقهای بینالمللی استناد کرد، اما درباره ماده نخست آنها سکوت کرد.
نمیتوان حقوق فرد را به رسمیت شناخت، اما درباره حقوق جمعی ملتها ابهام ایجاد کرد.
نمیتوان از دموکراسی سخن گفت، اما نام ملتهایی را که دههها برای حقوق خود مبارزه کردهاند از تعریف روشن آینده کنار گذاشت.
و نمیتوان از آیندهای مبتنی بر حقوق بشر سخن گفت، بدون آنکه درباره ستم، مسئله اشغال از منظر این ملتها، حق تعیین سرنوشت و حقوق سیاسی و اقتصادی آنان موضعی روشن و مکتوب وجود داشته باشد.
از تمامی تهیهکنندگان و سازمانهای امضاکننده سند اسلو میخواهیم صریح و بدون ابهام اعلام کنند:
آیا اصل «همه ملتها حق تعیین سرنوشت دارند» را با تمام آثار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن، مطابق حقوق بینالملل، میپذیرند یا خیر؟
ملتهای تحت ستم و اشغال را نمیتوان از متن آینده حذف کرد.
حق تعیین سرنوشت را نمیتوان از حقو بعدق بشر جدا کرد.
و آیندهای که مدعی آزادی و دموکراسی است، باید با شناسایی روشن حقوق همه انسانها و حقوق جمعی ملتها آغاز شود.
جبهه ملل براى حق تعيين سرنوشت ‘ ايران ‘


به گزارش حال وش/ بامداد امروز پنجشنبه ۲ مهرماه ۱۴۰۵، صدها نیروی نظامی و امنیتی با حضور سنگین خود همه راههای ورودی و خروجی به بیمارستان رازی سراوان را مسدود کرده و بیمارستان را در محاصره و کنترل خود قرار دادهاند و فقط آمبولانسها در حال رفت و آمد هستند، همزمان اینترنت منطقه دچار اختلال شدید شده است.
به گفته منابع حال وش؛ شمار زیادی از نیروهای نظامی و امنیتی که در درگیری امروز حهادآباد سراوان با افراد مسلح کشته و زخمی شده اند هم اکنون در بیمارستان رازی نگهداری میشوند و صدها نیروی نظامی اقدام به محاصره بیمارستان و مسیرهای منتهی به آن کرده اند.
منابع افزودند؛ نیروهای نظامی و امنیتی بسیاری از بیماران از بیماران بستری شده در بخش زایشگاه بیمارستان را بدون رضایت آنان و اجازه پزشکان ترخیص کرده اند.»
همزمان بامداد امروز مجددا امروز تیراندازی شدیدی در منطقه جهادآباد سراوان رخ داد که جزئیات و علت آن هنوز مشخص نشده است.
این تیراندازی در حالی رخ داده است که روز گذشته نیز در همین محدوده، درگیری مسلحانه چندساعتهای میان نیروهای نظامی و امنیتی و افراد جبهه مبارزین مردمی رخ داد. که در جریان آن، سرتیپ پاسدار حسین ظریفی، فرمانده پایگاه عملیاتی شهید سجاد سراوان، و احمد هراتی زرعتی، مسئول اطلاعات این پایگاه، کشته شدند. ودستکم ۱۳ تن دیکر مجروح شدند.
همچنین چهار فرد مسلح در این درگیری کشته شدند.
امروز پنجشنبه ۱۹ شهریورماه ۱۴۰۵، یک شهروند بلوچ توسط نیروهای امنیتی و نظامی لباس در بازار جکیگور از توابع شهرستان راسک، با زور و تیراندازی از داخل مغازه خارج و پس از ضربوشتم بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
به گفته شاهدان عینی، این نیروهای امنیت و نظامی که لباس شخصی به تن داشتند با یک دستگاه خودروی پژو پارس سفیدرنگ در محل حضور داشتهاند، با ورود به یک مغازه، این شهروند بلوچ را با زور از محل خارج کرده و در جریان این اقدام اقدام به تیراندازی هوایی کردهاند و او را با خود بردند.
شاهدان میگویند این شهروند در برابر انتقال خود مقاومت کرده و افراد لباسشخصی پس از ضربوشتم وی، او را سوار خودرو کرده و از محل دور شدهاند.
ویدئوی ارسالی به حال وش نیز لحظه این اقدام را نشان میدهد و در آن مشاهده میشود که چند فرد لباسشخصی مسلح، این شهروند را در مقابل دیدگان مردم از محل خارج کرده و با خودروی پژو پارس سفیدرنگ از بازار دور میشوند.
تیراندازی در جریان این اقدام در حالی صورت گرفته که بازار جکیگور محل تردد و حضور شهروندان بوده و استفاده از سلاح در چنین شرایطی میتواند جان افراد حاضر در محل را نیز در معرض خطر قرار دهد.
تا لحظه تنظیم این گزارش، هویت این شهروند بلوچ، علت بازداشت، محل انتقال و سرنوشت وی مشخص نیست و خانواده او نیز تاکنون درباره وضعیت وی اطلاعاتی دریافت نکردهاند.
حالوش در حال پیگیری هویت این شهروند و جزئیات بیشتر درباره علت و محل نگهداری وی است./به گزارش حال وش/
به گزارش حال وش/ امروز دوشنبه ۹ شهریورماه ۱۴۰۵، ویدئویی از اعتراض اهالی روستای پیرخوشاب ۲ در شهرستان جازموریان منتشر شده که در آن یکی از شهروندان نسبت به تلاش برای خارج کردن کشاورزان بلوچ از زمینهای کشاورزی این منطقه و احتمال واگذاری این اراضی به شرکت ماهان اعتراض میکند.
بر اساس اطلاعات دریافتی از منابع محلی، صدها خانواده بلوچ سالهاست در این منطقه سکونت داشته و از طریق کشاورزی و کشت محصولاتی از جمله خرما و هندوانه امرار معاش میکنند. به گفته اهالی، این زمینها در طول سالهای گذشته توسط خود مردم و با هزینه شخصی آباد شدهاند؛ چرا که منطقه با کمبود منابع آبی مواجه بوده و کشاورزان با حفر چاههای عمیق و نصب موتورهای آب، امکان کشت و کشاورزی در این اراضی را فراهم کردهاند.
یکی از شهروندان در ویدئوی ارسالی با اشاره به سابقه آبادانی زمینها توسط مردم میگوید که اهالی سالها برای آباد کردن این منطقه تلاش کردهاند، اما اکنون نگرانیهایی درباره خارج کردن آنان از زمینهای کشاورزی و آوارهشدن خانوادههایی که معیشتشان به این اراضی وابسته است، وجود دارد.
اهالی میگویند بخش قابل توجهی از ساکنان این منطقه از نسلهای گذشته در همین محدوده زندگی کردهاند و زمینهای کشاورزی برای آنان تنها یک محل کشت نیست، بلکه منبع اصلی تأمین هزینههای زندگی خانوادهها محسوب میشود. با توجه به محدودیت فرصتهای شغلی در منطقه، بسیاری از ساکنان طی سالهای گذشته به کشاورزی روی آورده و با سرمایه و نیروی خود زمینهای کمآب این منطقه را قابل کشت کردهاند.
اهالی روستای پیرخوشاب ۲ نسبت به از دست دادن زمینهای کشاورزی خود و واگذاری احتمالی آنها به شرکت ماهان ابراز نگرانی کرده و خواستار روشن شدن وضعیت مالکیت و روند تصمیمگیری درباره این اراضی هستند.
تلاش برای خارج کردن کشاورزان از زمینهایی که طی سالها با سرمایه و نیروی خود آباد کردهاند، میتواند معیشت شمار زیادی از خانوادههای بلوچ منطقه را با خطر جدی مواجه کند.
حال وش در حال پیگیری جزئیات بیشتر درباره وضعیت این زمینها، مبنای حقوقی تصمیمات اتخاذشده، سرنوشت اعتراضات اهالی و وضعیت آنها است.


به گزارش حال وش/ روز گذشته جمعه ۶ شهریورماه ۱۴۰۵، نیروهای امنیتی و نظامی شامل نیروهای لباسشخصی و انتظامی، حوالی ساعت ۱۴ به یک منزل مسکونی در خیابان رازی، منطقه غریبآباد ایرانشهر یورش برده و پس از ضربوشتم شدید سه زن بلوچ، هر سه نفر را بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل کردهاند.
هویت این سه زن، « شیما بامری » و « سائمه بامری »، دو خواهر، و فرزندان سلیمان، و « ستایش بامری »، عروس خانواده، توسط حال وش احراز شده است.
به گفته منابع حال وش: « این یورش برای بازداشت یکی از پسران خانواده انجام شده که دارای پرونده شکایت خصوصی بوده و تحت تعقیب قرار داشته است. نیروهای امنیتی و انتظامی پس از ورود به منزل، با فحاشی و توهین به اعضای خانواده، آنان را متهم کردهاند که فرد تحت تعقیب را در منزل مخفی کردهاند.»
منابع حال وش میگویند در جریان این درگیری، نیروهای حاضر که زنان همراه آنان نبودهاند، سه زن خانواده را در مقابل کودکان داخل منزل مورد ضربوشتم قرار داده و با مشت، لگد و قنداق سلاح آنان را بهشدت مورد ضربوجرح قرار دادهاند.
بر اساس اطلاعات اولیه، در جریان این ضربوشتم سر یکی از زنان از ناحیه سر دچار شکستگی و جراحت شدید شده و دو زن دیگر نیز از ناحیه صورت دچار کبودی و آسیب شدهاند.
به گفته بستگان، پس از بازداشت این سه زن، خانواده و بستگان آنان برای پیگیری وضعیت و علت بازداشت به مراجع مربوطه مراجعه کردهاند، اما به آنان اعلام شده که این زنان به اتهام «فحاشی به مأموران دولت» بازداشت شدهاند.
این در حالی است که بنا بر روایت منابع، در جریان یورش نیروهای امنیتی ابتدا اعضای خانواده با فحاشی و توهین مواجه شده و پس از آنکه زنان خانواده در واکنش به این رفتار پاسخ دادهاند، درگیری شکل گرفته و آنان مورد ضربوشتم قرار گرفتهاند.
گفته میشود این دومین بار است که نیروهای امنیتی برای بازداشت فرد تحت تعقیب به این منزل مراجعه میکنند. جزئیات بیشتری درباره پرونده فرد موردنظر و وضعیت قضایی او در دسترس نیست.
همچنین تاکنون اطلاعاتی درباره محل نگهداری سه زن بازداشتشده، وضعیت جسمانی آنان و روند قضایی پرونده در دسترس نیست و خانوادههای آنان پیگیر روشن شدن وضعیت و محل نگهداریشان هستند.
حال وش در صورت دریافت اطلاعات قابلتأیید درباره وضعیت این زنان، محل نگهداری و روند رسیدگی به پرونده آنان، گزارش تکمیلی منتشر خواهد کرد.



دیوید بارنیا، رئیس پیشین سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل «موساد»، میگوید جمهوری اسلامی در نهایت در اثر ترکیبی از فشارهای اقتصادی، عملیات علیه حکومت، و اعتراضات مردم ایران سقوط خواهد کرد، و تحریمها به تنهایی برای رسیدن به این هدف کافی نیستند.
جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵
بارنیا که در ماه خرداد از ریاست سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل کنار رفت، روز پنجشنبه ۵ شهریور در نخستین سخنرانی عمومی خود پس از پایان مسئولیتش، از تشدید فشارهای اقتصادی دولت پرزیدنت دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی حمایت کرد.
او در مراسمی در شهرداری اورشلیم که طی آن جایزهای را به نمایندگی از موساد دریافت کرد، اعمال تحریمهای شدید علیه جمهوری اسلامی را «تصمیمی درست و شایسته تقدیر» خواند، اما گفت تحریمها تنها یک مرحله از روند فشار بر حکومت ایران هستند.
به گزارش جروسالم پست، بارنیا گفت: «به نظر من چارهای جز تشدید اقدامات اقتصادی، سیاستها و عملیات علیه رژیم تا زمانی که سقوط کند وجود نخواهد داشت؛ و سقوط خواهد کرد.»
رئیس پیشین موساد مشخص نکرد منظور او از ادامه عملیات علیه جمهوری اسلامی دور تازهای از حملات گسترده نظامی است، یا اینکه اقداماتی محدودتر، از جمله عملیات مخفی و خرابکاری، میتواند برای تحقق این هدف کافی باشد.
به گفته بارنیا، پرزیدنت ترامپ و بخش بزرگی از جامعه جهانی اکنون بیش از پیش به ماهیت چندوجهی تهدید جمهوری اسلامی پی بردهاند. او برنامه هستهای، موشکهای بالستیک، و استفاده رژیم ایران از گروههای نیابتی را از ابعاد این تهدید برشمرد.
بارنیا با اشاره به عملیات نظامی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی موسوم به «غرش شیران» گفت پیش از این عملیات، در اسرائیل چنین تصور میشد که رژیم ایران عمدتاً مشکلی برای این کشور است، اما اکنون «تمام جهان به روشنی میداند که مسئله ایران فقط مشکل ما نیست.»
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که دولت پرزیدنت ترامپ طی روزهای اخیر بر افزایش فشار اقتصادی علیه جمهوری اسلامی تأکید کرده است. مقامهای دولت آمریکا گفتهاند هدف اصلی این فشارها قطع منابع مالی حکومت و جلوگیری از تأمین مالی فعالیتهای نظامی و گروههای نیابتی آن است.
بارنیا همچنین به وضعیت حزبالله و حماس پرداخت و گفت هر دو گروه اکنون به میزان قابل توجهی ضعیفتر از زمان حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل هستند، و در نتیجه موقعیت امنیتی و نظامی اسرائیل نسبت به سه سال پیش بهبود یافته است.
او درباره حزبالله به تاثیر روانی عملیات مخفی موساد اشاره کرد و همزمان نقش ارتش اسرائیل در عملیات نظامی در لبنان را برجسته دانست. بارنیا درباره حماس نیز گفت این گروه دیگر شباهتی به نیروی نظامی سازمانیافتهای ندارد که در سال ۲۰۲۳ دارای ۲۴ گردان هماهنگ و منسجم بود.
به گفته جروسالم پست، بارنیا پس از پایان فعالیت خود در موساد وارد بخش خصوصی شده و قرار است به عنوان رئیس جهانی و رئیس هیئتمدیره شرکت «اونداس»، فعال در زمینه سامانههای خودکار و فناوریهای دفاعی و امنیتی نسل جدید، فعالیت کند.




مولوی عبدالحمید: گروگانگیریهای عمدتاً برای باجخواهی است؛ قتل ناحق و حمایت از گروگانگیران توجیهی ندارد
به گزارش رسانک، امروز جمعه ۳۰ مردادماه ۱۴۰۵، مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی، امام جمعه زاهدان، در خطبههای نماز جمعه این شهر با اشاره به افزایش گروگانگیری، باجخواهی، سرقت و ناامنی در منطقه، ارتباط دادن بیشتر گروگانگیریهای اخیر به «مواد مخدر» را نادرست دانست و تأکید کرد که افراد بیگناه، بازاریان و کسبه نیز قربانی این گروگانگیریها شدهاند. وی همچنین با تأکید بر حرمت قتل ناحق، از علما، ریشسفیدان و طوایف خواست در پرونده قتلهای غیرقابل توجیه پادرمیانی نکنند و گفت تمام اقوام، طوایف و مذاهب استان باید برای پایان دادن به گروگانگیری و باجخواهی متحد شوند.
مولوی عبدالحمید درباره ارتباط گروگانگیریهای اخیر با مواد مخدر گفت: «این محاسبه درست نیست. شاید این سخن درباره گذشته صدق کند، اما این روزها بیشتر گروگانگیریها برای باجخواهی هستند و موارد بسیار اندکی ممکن است با مواد مخدر ارتباط داشته باشند.» وی هشدار داد که چنین اظهاراتی ممکن است موجب شود مسئولان احساس مسئولیت کمتری نسبت به این پدیده داشته باشند و افزود: «بازاریان و کسبه و افراد بیگناه به گروگان گرفته میشوند.»
امام جمعه زاهدان همچنین «قتل ناحق» را غیرقابل توجیه دانست و اظهار کرد: «اگر قتلی در دفاع از ناموس، جان یا مال و در مقابل فردی که سلاح کشیده صورت گرفته باشد، میتوان آن را توجیه کرد، اما قتل ناحقی که فرد ابتدابهساکن مردم را میکشد، هیچ توجیهی ندارد.» وی از علما و ریشسفیدان خواست برای چنین قتلهایی سفارش و پادرمیانی نکنند، هرچند تأکید کرد که در صورت رضایت اولیای دم، امکان گذشت یا دریافت دیه همچنان وجود دارد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به دستگیری گروگانگیران گفت: «وقتی یک گروگانگیر دستگیر میشود، هیچکس برای او سفارش نکند، زیرا گروگانگیران خائن هستند.» مولوی عبدالحمید همچنین با تأکید بر ضرورت آزادی همه گروگانها، گروگانگیری برای باجخواهی یا اسیر کردن افراد به دلیل بدهی و طلب را از نظر شرعی حرام و از نظر قانونی ممنوع دانست و خواستار پایان یافتن این پدیده شد.