نشانہ گرفتن هویت ملی بلوچ از طریق سیاستهای نرم: از استعمار بریتانیا تا جمهوری اسلامی ایران

“نگبھت بلوچ”
در دهههای گذشته، جمهوری اسلامی ایران الگوهای «سیاستهای نرم و فرهنگی» را الهامگرفته از استراتژیهای استعماری بریتانیا اتخاذ کرده است که هدف آن تضعیف و کنترل هویت ملی بلوچستان است. این سیاستها ظاهراً به نام «توسعه»، «هماهنگی ملی» و «وحدت فرهنگی» ارائه میشوند، اما در واقع، همان مدل تاریخی «استعمار داخلی» را احیا میکنند. استراتژیای که هدف نهایی آن، همگونسازی اجباری ملتهای متنوع در هویت اسلامی-فارسی تحمیلی و محو هویت اصلی آنها از طریق انکار زبان، تاریخ و مالکیت جمعی است.
در دوران سلطه مستقیم، استعمار بریتانیا، به ویژه در هند و شرق آفریقا، از «سیاستهای نرم» استفاده میکرد. آنها از طریق ابزارهای آموزشی و فرهنگی، آگاهی عمومی را تغییر میدادند و وابستگیهای ملی را تضعیف میکردند تا حاکمیتشان پایدار بماند.
ایران همین رویکرد را در بلوچستان دنبال میکند. هرچند قانون اساسی ایران زبانهای محلی را به رسمیت میشناسد، اما با تعیین فارسی به عنوان «زبان ملی»، معلمان زبان بلوچی تهدید، دستگیر و سرکوب میشوند. در عین حال، تقسیمات اداری و کنترل مرکزی بر منابع طبیعی، هویت تاریخی و حافظه جمعی مردم بلوچ را تضعیف کرده است.
سیاست نرم دولت محدود به فرهنگ نیست. تقسیم بلوچستان به استانهای مختلف مانند هرمزگان، کرمان و خراسان جنوبی، یکی از اشکال این «کنترل نرم» است. این تقسیمات، وحدت تاریخی و جغرافیایی بلوچستان را درهم شکسته و مردم بلوچ را از خودمختاری سیاسی، اقتصادی و اداری محروم کرده است. در نتیجه، تصمیمگیری درباره معادن، سواحل و منابع طبیعی به دست نیروهای دولتی غیربلوچ افتاده است.
در کنار این، انتقال ثروت از بلوچستان واگذاری منابع معدنی و بنادر به نهادهای نظامی و دولتی وجه دیگری از این سیاست است. کسانی که وارثان اصلی زمین و دریا بودند، امروز به حاشیه رانده شدهاند. در نتیجه، ملت بلوچ به جای مشارکت در توسعه و حکومت سرزمین خود، با فقر، اعدامها، دستگیریها، محرومیت، تصاحب زمین و تخریب محیط زیست روبرو است.
تمام این فرآیندها را میتوان به عنوان شکلی محلی از «سیاست استعماری نرم» دید؛ سیاستی که در آن دولت از زبان، رسانه، آموزش، تقسیمات اداری و حتی دین به عنوان سلاح برای حفظ سلطه خود استفاده میکند، نه از تفنگ و توپ. اما در عین حال، از طریق خشونت سازمانیافته، قتلهای ناشناس و کشتار و دستگیری نگهبانان حافظه ملی بلوچ به ویژه فعالان شهری مانند «ملا کمال صلاحزهی» تلاش میکند ملت بلوچ را محو کند. هدف نهایی این فرآیند نه تنها کنترل اقتصادی، بلکه حذف حافظه ملی بلوچستان و تضعیف انسجام اجتماعی آن است. همان حافظهای که امروز در زبان، شعر، موسیقی و نامهای محلی زنده مانده است.
اخیراً، افزایش تولید مواد فرهنگی به زبان فارسی در بلوچستان، اجبار به شرکت در مراسم رسمی و سانسور اسطورههای ملی بلوچ از فضاهای عمومی، بخشی از پروژه «فتح فرهنگی» است. همان پروژهای که استعمار اروپایی زمانی آن را تحت نام «مأموریت متمدنسازی» توجیه میکرد.
ایران، مانند بریتانیای قرن نوزدهم، آموخته است که سلطه پایدار نه از طریق زور، بلکه از طریق تحول در ذهنها و زبان ممکن است. سیاست نرم ظاهراً خاموش و تدریجی است، اما اثرات آن عمیقتر از هر خشونت دولتی است، زیرا ملتها را از درون توخالی میکند.
تنها مسیر دفاعی در برابر این سیاست، آگاهی مدنی و احیای فرهنگ، سنتها و زبان بلوچی در شکل خالص و اصیل آن است. حفاظت از زبان بلوچی و ترویج آن در آموزش، رسانه و هنر، نه تنها یک مطالبه فرهنگی، بلکه یک ضرورت سیاسی برای بقا و کرامت ملت بلوچ است./ منبع: فیسبوک
Related