تاریخ بلوچ در دو روایت: داستانی از مقاومت و هویت


No photo description available.May be an image of Bactrian camel

تاریخ بلوچستان برای روشنفکران و ملی‌گرایان بلوچ، بیش از یک دفتر وقایع گذشته است؛ آینه‌ای است که هویت، تلاش و سرنوشت یک ملت را بازمی‌تاباند. در برابر روایت ملت‌های حاکم—ایران و پاکستان—که تاریخ بلوچستان را تنها مجموعه‌ای از وقایع محلی و ایلی می‌دانند، اندیشهٔ ملی‌گرایانهٔ بلوچ خوانشی متفاوت و زنده ارائه می‌کند: تاریخی که در آن کوشش برای خودمختاری، حق تعیین سرنوشت و بازشناسی جمعی، همیشه حضوری ملموس دارد.

برای روشنفکران بلوچ، تاریخ بلوچستان پر است از دوره‌های شکوفایی و قدرت محلی، در هم‌آمیخته با دوران سرکوب و تجزیه. آنان با تأکید بر تمایز زبانی و فرهنگی، مسیری مستقل و ویژه برای ملت بلوچ ترسیم می‌کنند؛ مسیری که روایت رسمی ملت‌های حاکم همواره تلاش کرده است آن را در سایه‌ای کم‌رنگ و همگون‌شده قرار دهد. حکومت‌هایی که در نگاه دولت‌های مرکزی «محلی» خوانده می‌شوند، در روایت ملی‌گرایانهٔ بلوچ نماد ساختارهای مستقل حکومتی و اقتدار بومی هستند؛ اقتداری که با اراده و شجاعت مردم شکل گرفته بود، نه به‌خاطر فقدان توان سیاسی، بلکه محدود شده به دلیل فشارها و دخالت‌های خارجی.
تفاوت این دو روایت، بیش از هر چیز در نگاه آنان به هویت آشکار می‌شود. ملت‌های حاکم تلاش دارند بلوچ‌ها را در چارچوب گستردهٔ «ایرانی» و «پاکستانی» جای دهند؛ چارچوبی که ظاهراً همه‌گیر است اما در واقع تمایزات فرهنگی و سیاسی را کم‌رنگ می‌کند. در مقابل، ملی‌گرایان بلوچ آن را ابزاری برای حذف تاریخ و هویت مستقل خود می‌دانند. از نگاه آنان، تاریخ بلوچستان در روایت رسمی ادغام شده و نقش فعال و مقاوم مردم بلوچ در شکل‌گیری سرزمین و جامعه‌شان به حاشیه رانده شده است.
این شکاف در تفسیر تاریخ، در سیاست و جنبش‌های اجتماعی نیز بازتولید می‌شود. آنجا که شورش‌ها و حرکت‌های مردم بلوچ در تاریخ‌نگاری رسمی «نزاع‌های محلی» خوانده می‌شوند، ملی‌گرایان همان رخدادها را نخستین جرقه‌های مقاومت جمعی و پیش‌درآمد جنبش ملی می‌بینند. این اختلاف، صرفاً نظری نیست؛ بازتابی است از دو نگاه متفاوت به مشروعیت، حاکمیت و جایگاه مردم بلوچ در سرزمین خود.

با وجود این تفاوت‌ها، هر دو روایت در یک نکته مشترک‌اند: هر دو می‌کوشند ادعاهای امروز را بر حافظهٔ تاریخی بنیان کنند. اما آنچه برای ملی‌گرایان بلوچ اهمیت دارد، تجلیل از مسیر تاریخی مستقل و مقاومت‌مند است؛ مسیری که حق خودمختاری، حقوق فرهنگی و حتی دولت‌مندی را توجیه می‌کند. از این رو، جدال بر سر تاریخ بلوچستان، در نهایت جدالی است برای بازپس‌گیری گذشته، تثبیت هویت و روشن ساختن راه آینده؛ گذشته‌ای که هنوز در شکل‌دادن به هویت، سیاست و افق‌های فردای ملت بلوچ نقشی سرنوشت‌ساز دارد.

[aps-social id="1"]