مسئلهٔ ملی بمثابه پیش‌شرط رهایی اجتماعی


Balochistan Mountain Village Life | Traditional Mud House Cooking | Balochistan Village Food - YouTubeMay be an image of map and text

مسئلهٔ ملی به‌مثابه پیش‌شرط رهایی اجتماعی – دکتر تاج محمد بریسیگ

مسئلۀ ملی در ایران از تنش دیرپا میان دولت‌سازی متمرکز و ازبالا، با تکثر واقعیِ ملت‌های زیست‌کننده در این سرزمین سرچشمه می‌گیرد؛ مسئله‌ای چندبُعدی و پیچیده که همین پیچیدگی، تحلیل آن را دشوار می‌سازد. آنچه معمولاً «ستم طبقاتی» نامیده می‌شود، در واقع نه امری مستقل، بلکه یکی از جلوه‌ها و برآمدهای «ستم ملی» در چارچوب ساختارهای مرکزگرا و استعمارگرانه است. به بیان دیگر، در شرایط سلطه، رابطهٔ ملت و طبقه رابطه‌ای تفکیک‌پذیر نیست و فهم ستم طبقاتی بدون در نظر گرفتن بنیان‌های سیاسی و ملی آن، ناقص و نارسا خواهد بود.
می‌توان این پرسش را روشن‌تر چنین طرح کرد: آیا یک ملت تحت ستم می‌تواند بدون رهایی از «کلّ» یعنی ستم ملی، از «جزء» یعنی ستم طبقاتی رهایی یابد؟ اگر پاسخ مثبت باشد، آنگاه باید توضیح داد که چرا ملت‌های استعمارزده در سراسر جهان، مبارزات خود را پیش از هر چیز حول رهایی ملی، استقلال سیاسی و بازپس‌گیری حاکمیت سامان داده‌اند؟ اگر رهایی طبقاتی مستقل از رهایی ملی ممکن بود، تاریخ معاصر می‌بایست نمونه‌هایی از تحقق عدالت اقتصادی در جوامع فاقد حاکمیت سیاسی نشان می‌داد؛ حال آن‌که چنین تجربه‌ای وجود ندارد.
تجربۀ تاریخی، پاسخ را روشن می‌سازد. چرا الجزایر در نبرد با استعمار فرانسه بهای سنگینِ از دست دادن بخش بزرگی از جمعیت خود را پذیرفت؟ این فداکاری تنها ناظر بر «طبقه» نبود، بلکه دفاع از «هویت جمعی»، «بودن ملی» و حق تعیین سرنوشت بود؛ تلاشی برای بازپس‌گیری کنترل بر سرزمین، منابع و حیات سیاسی. و این تنها یکی از نمونه‌های فراوانی است که نشان می‌دهد ملت‌های تحت ستم، رهایی طبقاتی را بدون رهایی ملی نه‌تنها ناممکن، بلکه از حیث تاریخی و سیاسی بی‌معنا دانسته‌اند.
از این منظر، مسئلۀ ملی نه یک موضوع فرعی، بلکه بستر اصلی و تعیین‌کننده‌ای است که سایر اشکال ستم ــ از جمله ستم طبقاتی، فرهنگی و اقتصادی ــ در درون آن معنا پیدا می‌کنند. تا زمانی که ستم ملی پابرجاست، هیچ پروژهٔ عدالت‌خواهانه و برابری‌طلبانه‌ای نمی‌تواند به‌طور پایدار تحقق یابد؛ زیرا ساختار سلطۀ ملی تمامی عرصه‌های حیات اجتماعی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و امکان تغییرات بنیادین را محدود می‌سازد. از همین‌رو، ملت‌های تحت ستم در ایران، حل مسئلۀ ملی را پیش‌شرط هر نوع دگرگونی ساختاری و اجتماعی می‌دانند.
[aps-social id="1"]