تحویل پیکر هشت بلوچ به خانوادهها در یک روز؛ نمایشی از رنج و چرخه خشونت در بلوچستان


به گزارش حال وش/ امروز سهشنبه ۲۳ تیرماه ۱۴۰۵، پیکر هشت شهروند بلوچ که طی هفتهها و روزهای گذشته در سه رویداد جداگانه در شهرستانهای سراوان، تفتان و محدوده کویر شاهرود در پی کمین و تیراندازی نیروهای نظامی و امنیتی جان خود را از دست داده بودند، پس از گذشت چند روز تا بیش از یک ماه، به خانوادههای آنان تحویل داده شد.
این هشت شهروند شامل « جلیل نهتانی » و فرزندش « محمدعمر نهتانی » که پس از ۳۷ روز، « اقبال ریگی » و « بلال راستاروش (هاشمزهی) » که پس از ۱۲ روز، و « جمشید عالیزهی »، « عبدالرحمن قنبرزهی »، « طیب قنبرزهی » و « عیدو قنبرزهی » که پس از سه روز پیکرشان به خانوادهها تحویل داده شد، هستند. بر اساس گزارشهای منتشرشده توسط حال وش، خانوادههای این جانباختگان در تمام این مدت در انتظار تحویل پیکر عزیزان خود برای انجام مراسم تدفین و سوگواری بودهاند.
در میان این هشت جانباخته، دستکم چهار نفر متأهل بودهاند و تعدادی نیز دارای فرزند بودهاند. افزون بر همسران و فرزندان، هر یک از این افراد دارای پدر، مادر، خواهر، برادر و بستگان نزدیک هستند که با کشته شدن آنان، با فقدانی عمیق و آثار سنگین روحی، اجتماعی و اقتصادی مواجه شدهاند. بدین ترتیب، دامنه آسیب این رخدادها تنها به جانباختگان محدود نمیشود، بلکه دهها نفر از اعضای خانواده و نزدیکان آنان را نیز به طور مستقیم تحت تأثیر قرار میدهد.
تحویل پیکر هشت شهروند بلوچ به خانوادهها در یک روز؛ نمایشی از رنج خانوادهها و چرخه خشونت در بلوچستان
به گزارش حال وش/ امروز سهشنبه ۲۳ تیرماه ۱۴۰۵، پیکر هشت شهروند بلوچ که طی هفتهها و روزهای گذشته در سه رویداد جداگانه در شهرستانهای سراوان، تفتان و محدوده کویر شاهرود در پی کمین و تیراندازی نیروهای نظامی و امنیتی جان خود را از دست داده بودند، پس از گذشت چند روز تا بیش از یک ماه، به خانوادههای آنان تحویل داده شد.
این هشت شهروند شامل « جلیل نهتانی » و فرزندش « محمدعمر نهتانی » که پس از ۳۷ روز، « اقبال ریگی » و « بلال راستاروش (هاشمزهی) » که پس از ۱۲ روز، و « جمشید عالیزهی »، « عبدالرحمن قنبرزهی »، « طیب قنبرزهی » و « عیدو قنبرزهی » که پس از سه روز پیکرشان به خانوادهها تحویل داده شد، هستند. بر اساس گزارشهای منتشرشده توسط حال وش، خانوادههای این جانباختگان در تمام این مدت در انتظار تحویل پیکر عزیزان خود برای انجام مراسم تدفین و سوگواری بودهاند.
در میان این هشت جانباخته، دستکم چهار نفر متأهل بودهاند و تعدادی نیز دارای فرزند بودهاند. افزون بر همسران و فرزندان، هر یک از این افراد دارای پدر، مادر، خواهر، برادر و بستگان نزدیک هستند که با کشته شدن آنان، با فقدانی عمیق و آثار سنگین روحی، اجتماعی و اقتصادی مواجه شدهاند. بدین ترتیب، دامنه آسیب این رخدادها تنها به جانباختگان محدود نمیشود، بلکه دهها نفر از اعضای خانواده و نزدیکان آنان را نیز به طور مستقیم تحت تأثیر قرار میدهد.
بررسی این سه گزارش نشان میدهد که با وجود تفاوت در محل وقوع حوادث، یک الگوی مشترک قابل مشاهده است؛ کشته شدن شهروندان بلوچ در عملیات نیروهای نظامی و امنیتی، نگهداری پیکرها برای روزها یا هفتهها و سپس تحویل آنها به خانوادهها برای خاکسپاری. در برخی حوادث نیز همچنان همه پیکرها تحویل نشدهاند. از جمله در گزارش درگیری سراوان، با وجود تحویل پیکر جلیل نهتانی، محمدعمر نهتانی و یاسین محمدزهی، پیکر «وحید شاهوزهی» همچنان در اختیار نهادهای مسئول باقی مانده و خانواده وی همچنان در انتظار پایان این بلاتکلیفی هستند.
در هر سه حادثه، روایتهای رسمی نهادهای امنیتی و انتظامی با روایت خانوادهها و منابع محلی تفاوتهایی داشته است. در گزارش تفتان و شاهرود، مقامهای مسئول ادعاهایی درباره نحوه وقوع حادثه و وضعیت جانباختگان مطرح کردهاند که منابع حال وش آنها را رد کرده یا اعلام کردهاند تاکنون امکان راستیآزمایی مستقل این ادعاها فراهم نشده است.
صرفنظر از اختلاف روایتها، تأخیر در تحویل پیکر جانباختگان، خانوادهها را برای روزها و حتی هفتهها در وضعیت بلاتکلیفی و انتظار نگه میدارد؛ وضعیتی که علاوه بر اندوه ناشی از فقدان عزیزان، فشار روانی مضاعفی را بر آنان تحمیل میکند و امکان برگزاری مراسم تدفین و سوگواری مطابق باورهای دینی و فرهنگی را نیز به تأخیر میاندازد.
از منظر اجتماعی، تکرار چنین رویدادهایی تنها به افزایش تعداد جانباختگان محدود نمیشود. هر مرگ، خانوادهای را داغدار میکند و هر تأخیر در تحویل پیکر، احساس رنج، بیعدالتی و بیاعتمادی را در میان بازماندگان عمیقتر میسازد. این تجربهها به مرور زمان در حافظه جمعی یک جامعه ثبت میشوند و میتوانند بر رابطه میان شهروندان و حاکمیت تأثیر بگذارند.
بر اساس اصول حقوق بشر، احترام به کرامت متوفیان و حق خانوادهها برای تحویل گرفتن پیکر عزیزانشان و برگزاری مراسم تدفین و سوگواری، از حقوق بنیادین شناخته میشود. خودداری یا تأخیر طولانیمدت در تحویل اجساد، میتواند آثار عمیق روانی و اجتماعی بر خانوادههای بازمانده برجای بگذارد و رنج آنان را دوچندان کند.
رخدادهای امروز، که در آن پیکر هشت شهروند بلوچ در یک روز به خانوادههایشان تحویل داده شد، تصویری از تداوم چرخه خشونت، سوگ و انتظار در بلوچستان را به نمایش میگذارد؛ چرخهای که در آن خانوادهها ابتدا با از دست دادن عزیزان خود و سپس با روزها و هفتهها انتظار برای تحویل پیکر آنان مواجه میشوند؛ انتظاری که خود به بخشی از رنج بازماندگان تبدیل شده است.
کشته شدن شهروندان بلوچ و تحویل پیکر آنها با تاخیر به خانوادهها یادآور این واقعیت است که آثار خشونت تنها به لحظه کشته شدن افراد محدود نمیشود. پیامدهای آن در خانهها، میان خانوادهها و در حافظه اجتماعی جامعه ادامه پیدا میکند؛ جایی که هر جان از دست رفته، دهها انسان دیگر را با اندوه، فقدان و پرسشهای بیپاسخ روبهرو میسازد.
Related